فلج مغزی (Cerebral Palsy) یکی از شایع ترین اختلالات حرکتی در کودکان است که بهدلیل آسیب یا رشد غیرطبیعی بخش هایی از مغز که مسئول کنترل حرکت، تعادل و هماهنگی هستند به وجود میآید. برخلاف بسیاری از بیماری های عصبی، فلج مغزی یک بیماری پیشرونده نیست؛ یعنی آسیب اولیه بدتر نمیشود، اما علائم و محدودیت های حرکتی میتوانند در صورت عدم درمان مناسب شدت بگیرند. به همین دلیل، تشخیص زودهنگام نقش مهمی در بهبود عملکرد حرکتی، گفتاری و شناختی کودک دارند. بسیاری از والدین در ماه های ابتدایی متوجه تأخیرهای کوچک مثل دیر نشستن، ناتوانی در غلتیدن، گرفتگی عضلات یا شل بودن غیرعادی بدن میشوند؛ علائمی که گاهی نادیده گرفته میشوند اما میتوانند اولین علائم فلج مغزی باشند. مداخلات توان بخشی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و ارزیابی دقیق توسط متخصص مغز و اعصاب کودکان میتواند مسیر تکامل کودک را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. هدف از این مقاله ارائه یک راهنمای علمی، کاربردی و دقیق برای والدین است تا بتوانند علائم را زودتر تشخیص دهند، روش های درمانی را بشناسند و در مسیر مراقبت از کودکشان با آگاهی بیشتری قدم بردارند.
فلج مغزی چگونه ایجاد میشود ؟
فلج مغزی زمانی ایجاد میشود که تکامل طبیعی مغز کودک در دوران بارداری، حین زایمان یا ماه های ابتدایی زندگی دچار اختلال شود. این آسیب میتواند بسیار خفیف یا گسترده باشد و معمولاً نواحی را درگیر میکند که مسئول کنترل حرکت، هماهنگی، تون عضلانی و تعادل هستند. یکی از مهمترین علل فلج مغزی، کاهش اکسیژنرسانی به مغز در لحظات حساس زایمان است؛ وضعیتی که ممکن است بهدلیل زایمان سخت، افت شدید ضربان قلب جنین یا تأخیر در تولد رخ دهد. علاوه بر آن، مشکلات مربوط به دوران بارداری مانند عفونت های داخل رحمی، خونریزی جفت، نارسایی جفت، ضربه به شکم مادر، مصرف مواد یا الکل، دیابت کنترل نشده یا فشار خون بالا نیز میتوانند بر رشد مغز جنین اثر بگذارند. در نوزادان نارس، به دلیل تکامل نیافتگی عروق و بافت عصبی، خطر خونریزی داخل مغزی و در پی آن فلج مغزی بیشتر است.
در مواردی نیز آسیب مغزی پس از تولد اتفاق میافتد؛ مانند عفونت های شدید مغزی (مننژیت، آنسفالیت)، ضربه های سر، تشنج ، زردی شدید نوزادی یا مشکلاتی که باعث کمبود اکسیژن میشوند. گاهی هیچ علت مشخصی یافت نمیشود و آسیب مغزی ناشی از مجموعه ای از عوامل کوچک و نامحسوس است که در نهایت مسیر رشد طبیعی مغز را مختل کردهاند. آنچه اهمیت دارد این است که هرچند علت در بسیاری از موارد قابل شناسایی است، اما با تشخیص سریع و مداخلات توان بخشی میتوان عملکرد کودک را به طور چشمگیری بهبود داد و از پیشرفت مشکلات حرکتی و تکاملی جلوگیری کرد.
انواع فلج مغزی در کودکان
فلج مغزی یک بیماری یکنواخت و مشابه در همه کودکان نیست؛ بلکه یک طیف گسترده دارد و بر اساس نوع درگیری عضلات و الگوی حرکتی، به چند دسته اصلی تقسیم میشود. شایع ترین نوع، فلج مغزی اسپاستیک است که در آن عضلات کودک سفت، خشک و کشیده میشوند و حرکات ناگهانی یا کنترل نشده دیده میشود. این نوع خود به سه زیرگروه تقسیم میشود: دی پلژی (درگیری بیشتر پاها نسبت به دستها)، همی پلژی (درگیری یک سمت بدن) و کوادری پلژی (درگیری چهار اندام). نوع دوم، فلج مغزی دیسکینتیک یا آتتوئید است که با حرکات غیرارادی، پیچشی و کنترل نشده مشخص میشود؛ این کودکان معمولاً هنگام استرس یا هیجان حرکات شدیدتری نشان میدهند. نوع سوم، فلج مغزی آتاکسیک است که بیشتر با مشکلات تعادل، لرزش، راه رفتن ناپایدار و هماهنگی ضعیف حرکات شناخته میشود. در کنار این دسته ها، برخی کودکان ترکیبی از علائم چند نوع را دارند که به آن فلج مغزی میکس گفته میشود.
شناخت نوع فلج مغزی بسیار مهم است، زیرا هر نوع نیاز به برنامه درمانی متفاوتی دارد. برای مثال در نوع اسپاستیک، تمرکز اصلی بر کاهش اسپاسم و افزایش دامنه حرکتی است، در حالی که در نوع آتاکسیک، تعادل و هماهنگی حرکتی در اولویت درمان قرار میگیرد. متخصص مغز و اعصاب کودکان با بررسی معاینه بالینی، ام آر آی و تست های ارزیابی تکاملی، نوع دقیق فلج مغزی را مشخص میکند تا بهترین مسیر درمانی برای کودک انتخاب شود.
شایع ترین علائم فلج مغزی
علائم فلج مغزی در کودکان میتواند بسته به نوع درگیری و شدت آسیب مغزی بسیار متفاوت باشد، اما معمولاً در همان ماه های ابتدایی زندگی نشانه های اولیه ظاهر میشود. در نوزادان زیر ۶ ماه ممکن است شلی بیش از حد بدن (هیپوتونی)، سفتی غیرمعمول عضلات، گریه های بیدلیل، مشکل در شیر خوردن یا عدم تعادل سر هنگام بالا آوردن دیده شود. بین ۶ تا ۱۲ ماهگی تأخیر در مهارت های حرکتی مانند غلتیدن، نشستن بدون کمک یا تلاش برای سینه خیز رفتن از شایع ترین علائم است. برخی نوزادان از یک دست یا یک پا بیشتر استفاده میکنند که میتواند نشانه همی پلژی باشد. در یک تا سه سالگی نشانه هایی مانند دیر راه افتادن، راه رفتن نوک پایی، عدم تعادل، افتادن های مکرر، سفتی یا لرزش عضلات، مشکلات گفتاری، تأخیر در درک دستورات ساده و ناتوانی در انجام حرکات هماهنگ بیشتر دیده میشود.
در کودکان بزرگ تر، مشکلاتی مانند محدودیت حرکتی مفاصل، اسپاسم های دردناک، مشکلات بلع، اختلالات خواب، ضعف دقت و تمرکز، مشکلات رفتاری یا تشنج ممکن است بهتدریج خود را نشان دهند. نکته کلیدی این است که علائم فلج مغزی یک شبه ظاهر نمیشود؛ بلکه مجموعهای از تأخیرها و ناهماهنگی هاست که اگر والدین به آنها توجه کنند، میتواند مسیر تشخیص را بسیار کوتاه تر کند. آگاهی والدین از این نشانه ها باعث میشود کودک در همان سال های طلایی زندگی تحت توان بخشی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و بررسی های دقیق متخصص مغز و اعصاب قرار گیرد؛ مداخلاتی که بهطور مؤثر آینده حرکتی و شناختی او را تحت تأثیر قرار میدهد.
فلج مغزی چگونه تشخیص داده میشود ؟
تشخیص فلج مغزی یک فرآیند چند مرحلهای و دقیق است که معمولاً با مشاهده تأخیرهای حرکتی یا وجود الگوهای غیرطبیعی در تون عضلانی آغاز میشود. اولین گام در مسیر تشخیص، معاینه بالینی توسط متخصص مغز و اعصاب کودکان است؛ پزشکی که به طور تخصصی مهارت تشخیص اختلالات تکاملی و حرکتی را دارد. پزشک در این مرحله به مواردی مانند کنترل سر، تعادل، هماهنگی حرکتی، رفلکسها، تون عضلانی، الگوی حرکت دست و پا و توانایی انجام مهارت های سنی توجه میکند. اگر کودک در تکامل خود به طور مداوم عقب تر از حد انتظار باشد، احتمال فلج مغزی بررسی میشود.
برای تکمیل ارزیابی، از روش های تصویربرداری به ویژه MRI مغز استفاده میشود؛ این روش میتواند نواحی آسیب دیده، مشکلات تکاملی مغز یا علل احتمالی ایجاد فلج مغزی مانند خونریزی، نارسایی اکسیژن یا ناهنجاریهای مادرزادی را نشان دهد. در برخی موارد، اگر MRI طبیعی باشد، باز هم امکان وجود فلج مغزی وجود دارد، زیرا برخی آسیب های عملکردی در MRI قابل مشاهده نیستند.
علاوه بر MRI، تست های تکاملی و ارزیابی های تخصصی مانند آزمون های گفتار، شنوایی، بینایی، بلع و توان بخشی نیز برای شناخت دقیق تر وضعیت کودک انجام میشود. در مواردی که تشنج یا حرکات غیرطبیعی بههمراه علائم دیده شوند، انجام نوار مغزی برای بررسی فعالیت الکتریکی مغز ضرورت پیدا میکند.
تشخیص فلج مغزی اغلب در یک تا دو سال اول زندگی ممکن است؛ هرچند برخی انواع خفیف تر ممکن است دیرتر آشکار شوند. نکته مهم این است که تشخیص زودهنگام، مسیر درمان را بسیار مؤثرتر میکند، زیرا در سالهای ابتدایی، مغز انعطافپذیری بالا دارد و میتواند مسیرهای عصبی جایگزین بسازد. به همین دلیل، هرگونه تأخیر حرکتی، سفتی یا شلی غیرطبیعی باید جدی گرفته شود و کودک تحت ارزیابی تخصصی قرار گیرد.
عوارض فلج مغزی
مشکلاتی که فلج مغزی در کودک ایجاد میکند در صورتی که به موقع درمان نشود، میتواند منجر به عوارض جدی و بلند مدت شود. یکی از این مشکلات، انقباض عضلانی است. انقباض و سفتی طولانی مدت عضلات میتواند مانع از رشد مناسب عضله و به دنبال آن عدم رشد استخوان شود. از آنجا که کودک در حال رشد است، مهار استخوان توسط عضله منقبض شده و سفت در موارد شدیدتر ممکن است استخوان را دچار خم شدگی، تغییر شکل و در رفتگی مفصل شود. در کودکانی که از عوارض شدید فلج مغزی رنج میبرند، علائمی چون در رفتگی مفصل ران، انحنای ستون فقرات و از این دست ناهنجاری های اسکلتی دیده میشود. این فشار بر روی مفاصل در برخی کودکان آغاز زود هنگام بیماری آرتروز را نیز در پی خواهد داشت.
همانطور که اشاره کردیم، یکی از اختلالاتی که فلج مغزی در کودک ایجاد میکند مشکل در بلع است. این سختی بلع میتواند در تغذیه کودک خلل ایجاد کند. تاجایی که برخی کودکان مبتلا به این بیماری توانایی غذا خوردن ندارند و دچار سوء تغذیه میشوند. در برخی موارد لازم است تا برای تغذیه کودک از لولهگذاری استفاده نمود.
آسیبی که در نتیجه این بیماری به مغز وارد میشود صرفا آثار جسمانی ندارد و ممکن است سلامت روان کودک را نیز تحت تاثیر قرار دهد. این مشکلات روان به از دو جهت بر کودک تحمیل میشوند. اول اینکه خود آسیب به مغز میتواند زمینه بروز چنین مشکلاتی برای کودک باشد. و از جهت دیگر ایجاد ناتوانی حرکتی و محدودیت در زندگی کودک نیز میتواند او را دچار صدمات روحی و ابتلا به افسردگی و انزوا کند.
از دیگر آسیبهایی که به جهت فلج مغزی به کودک وارد میشود، مشکلات قلبی و عروقی است. آسیبهای عضلانی میتوانند بر عملکرد قلب کودک نیز تأثیرگذار باشند و عدم بلع مناسب ممکن است او را دچار مشکلات تنفسی کند.
شدت بندی و طبقه بندی عملکردی فلج مغزی (GMFCS)
طبقهبندی GMFCS یا Gross Motor Function Classification System یکی از معتبرترین و مهمترین سیستم های ارزیابی برای تعیین شدت فلج مغزی در کودکان است. این سیستم به پزشکان، توان بخشان و خانواده ها کمک میکند تا بدانند کودک در چه سطحی از توانایی حرکتی قرار دارد و چه نوع درمان ها و حمایت هایی برای او مناسب تر است. GMFCS بر اساس مهارت های حرکتی درشت مانند نشستن، ایستادن، راه رفتن و استفاده از وسایل کمکی، کودکان را در پنج سطح دستهبندی میکند.
در سطح ۱ کودک میتواند بدون محدودیت راه برود و فعالیت های روزمره را انجام دهد، اما ممکن است مشکلات خفیفی در تعادل یا دویدن داشته باشد. در سطح ۲ کودک قادر به راه رفتن است اما هنگام دویدن یا پریدن دچار مشکل شده و ممکن است نیاز به نرده یا تکیه گاه های ساده داشته باشد. در سطح ۳ راهرفتن ممکن است فقط با استفاده از وسایل کمکی مانند واکر امکان پذیر باشد و کودک برای مسافتهای طولانی نیاز به ویلچر خواهد داشت. سطح ۴ جایی است که کودک توانایی محدودی برای نشستن بدون کمک دارد و معمولاً برای حرکت نیاز به ویلچر دارد. در سطح ۵ شدیدترین حالت دیده میشود؛ کودک بهطور کامل به دیگران برای جابهجایی و حمایت بدنی وابسته است و مشکلات جدی در کنترل حرکات سر و تنه دارد.
اهمیت این طبقهبندی در آن است که به والدین نشان میدهد درمانها قرار نیست آسیب مغزی اولیه را از بین ببرند، بلکه هدف اصلی آنها بهبود عملکرد، جلوگیری از بدشکلی های اسکلتی و افزایش کیفیت زندگی کودک است. با دانستن سطح GMFCS، برنامه های توانبخشی، ارتزها، نیازهای گفتاردرمانی و حتی پیش آگهی آینده کودک دقیق تر و هدفمندتر تعیین میشود.
درمان فلج مغزی در کودکان
درمان فلج مغزی یک مسیر چند بعدی و مستمر است که بر بهبود عملکرد حرکتی، افزایش استقلال کودک و پیشگیری از بدشکلی های اسکلتی تمرکز دارد. مهم ترین نکته این است که فلج مغزی درمان قطعی ندارد، اما با ترکیب روش های توان بخشی، دارویی و گاهی جراحی میتوان به شکل قابل توجهی کیفیت زندگی کودک را بهبود داد. سنگ بنای اصلی درمان، توان بخشی زودهنگام است؛ فیزیوتراپی به کاهش اسپاسم، افزایش انعطاف مفاصل و تقویت عضلات کمک میکند، در حالی که کاردرمانی مهارتهای عملکردی روزمره مانند گرفتن اشیا، تعادل، لباس پوشیدن و هماهنگی حرکتی را تقویت میکند. گفتاردرمانی نیز برای کودکانی که مشکلات گفتاری، بلع یا کنترل عضلات صورت دارند ضروری است.
در کنار توان بخشی، درمان های دارویی برای کنترل اسپاسم، درد یا تشنج بهکار میروند. داروهایی مانند باکلوفن، دیازپام یا بوتاکس میتوانند تون عضلانی را کاهش داده و دامنه حرکتی را بهتر کنند. در موارد خاص، تزریق بوتاکس به عضلات اسپاستیک باعث کاهش سفتی و تسهیل حرکات میشود.
بسیاری از کودکان نیازمند استفاده از ارتزها و وسایل کمکی مانند بریس مچ پا، واکر یا ویلچر هستند تا به بهبود راه رفتن و جلوگیری از کوتاهی عضلات کمک شود. در موارد شدیدتر، جراحی های ارتوپدی مانند طولانی کردن تاندونها یا اصلاح بدشکلی استخوانی انجام میشود. همچنین جراحیهای خاص نوروسرجری مانند SDR (Selective Dorsal Rhizotomy) میتواند در برخی کودکان مبتلا به اسپاستیسیته شدید مؤثر باشد.
نکته مهم این است که درمان فلج مغزی استاندارد واحدی ندارد؛ بلکه باید متناسب با سن کودک، نوع و شدت بیماری و سطح GMFCS طراحی شود. همکاری نزدیک خانواده با تیم درمان متشکل از متخصص مغز و اعصاب کودکان، فیزیوتراپیست، کاردرمان، گفتاردرمان و جراح مسیر تکامل کودک را بهطور چشمگیری بهبود میدهد.
آیا فلج مغزی درمان قطعی دارد ؟
فلج مغزی یک اختلال ناشی از آسیب غیرقابل برگشت به مغز در دوران رشد است و به همین دلیل درمان قطعی برای از بین بردن آسیب اولیه وجود ندارد. اما این به معنای نبود امید یا عدم پیشرفت نیست. واقعیت این است که مغز کودکان بهویژه در سال های اولیه زندگی، ظرفیت بالایی برای سازگاری و ایجاد مسیرهای عصبی جایگزین دارد؛ فرآیندی که به آن نورو پلاستیسیته یا انعطاف پذیری عصبی گفته میشود. همین ویژگی باعث میشود که با مداخلات درست و بهموقع، بسیاری از کودکان پیشرفت قابل توجهی داشته باشند و بتوانند مهارت های حرکتی و عملکردی خود را تا حد زیادی بازیابی یا تقویت کنند.
هدف درمان در فلج مغزی بهبود عملکرد، کاهش محدودیت ها و پیشگیری از بدشکلی ها است نه درمان آسیب مغزی اولیه. به همین دلیل، توان بخشی نقش مرکزی دارد؛ تمرینات فیزیوتراپی منظم، کاردرمانی هدفمند، گفتاردرمانی و تمرینات تقویتی و تعادلی، میتوانند مهارت های حرکتی و ارتباطی کودک را به سطح بهتری برسانند. در کنار آن، درمان های دارویی مانند کاهش اسپاسم، مدیریت درد یا کنترل تشنج، شرایط را برای یادگیری مهارت های حرکتی بهتر میکنند.
در کودکان با اسپاستیسیته شدید، روش هایی مانند تزریق بوتاکس، پمپ باکلوفن داخل نخاعی، استفاده از ارتزها، و جراحی های ارتوپدی یا نوروسرجری میتوانند توانایی عملکردی و کیفیت زندگی را بهطور چشمگیری افزایش دهند. نکته کلیدی این است که میزان بهبود به ترکیبی از عوامل مانند شدت آسیب، نوع فلج مغزی، سن شروع درمان و میزان همکاری خانواده بستگی دارد.
بنابراین، اگرچه فلج مغزی قابل درمان به معنای بازگشت کامل نیست، اما قابل مدیریت، قابل بهبود و قابل کنترل است و بسیاری از کودکان با مداخلات صحیح میتوانند به استقلال عملکردی قابل توجهی برسند.
پیش آگهی و آینده کودکان مبتلا به فلج مغزی
پیش آگهی فلج مغزی در کودکان به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از نوع و شدت آسیب مغزی گرفته تا سطح GMFCS، وجود مشکلات همراه و میزان تداوم درمان های توانبخشی. نکته مهم این است که فلج مغزی پیش رونده نیست؛ یعنی آسیب اولیه مغز با گذشت زمان بدتر نمیشود. اما اگر درمان مستمر نباشد، مشکلات اسکلتی عضلانی مانند کوتاهی تاندون ها، دفورمیتی پا، گرفتگی عضلات یا اسکولیوز ممکن است پیشرفت کنند و عملکرد حرکتی کودک را محدودتر سازند. به همین دلیل، آینده کودک تا حد زیادی وابسته به شروع زود هنگام درمان، پیگیری منظم و همکاری خانواده است.
در بسیاری از کودکان، به ویژه در سطوح خفیف تا متوسط، با فیزیوتراپی و کاردرمانی مداوم، کودک میتواند مهارت های حرکتی مناسبی کسب کرده و استقلال بیشتری در فعالیت های روزمره به دست آورد. حتی در سطوح شدیدتر نیز درمان های مناسب میتوانند کیفیت زندگی را بالا ببرند و از ایجاد عوارض جدی جلوگیری کنند. کودکانی که سطح شناختی مناسب، فهم خوب و همکاری بیشتری دارند معمولاً پاسخ بهتری به توان بخشی میدهند.
بخش مهمی از پیش آگهی به وجود مشکلات همراه مانند صرع، اختلالات بینایی یا مشکلات بلع بستگی دارد. مدیریت دقیق این موارد میتواند مسیر درمان را روان تر و آینده کودک را روشن تر کند.
واقعیت این است که آینده کودکان مبتلا به فلج مغزی با گذشته تفاوت زیادی کرده است. امروزه با پیشرفت توان بخشی، جراحی های اصلاحی، ارتزها، گفتاردرمانی و روش های نوین مانند تحریک مغزی غیرتهاجمی، بسیاری از کودکان میتوانند به مدرسه عادی بروند، راه بروند، صحبت کنند و استقلال روزمره قابل توجهی داشته باشند. مهم ترین عنصر در این مسیر، پیگیری مداوم و امید خانواده است که نقش اساسی در موفقیت درمان ها دارد.
نقش خانواده در مراقبت از کودک مبتلا به فلج مغزی
نقش خانواده در مراقبت از کودک مبتلا به فلج مغزی، اساسی ترین و تأثیرگذارترین بخش فرآیند درمان است؛ زیرا بیشترین زمان توان بخشی واقعی در خانه اتفاق میافتد، نه فقط در جلسات کلینیکی. خانواده باید بهخوبی با ماهیت بیماری آشنا باشد تا بتواند درک درستی از توانایی ها، محدودیت ها و نیازهای کودک داشته باشد. ایجاد یک برنامه روزانه منظم برای تمرینات فیزیوتراپی، کاردرمانی و گفتاردرمانی، یکی از مهم ترین اقداماتی است که والدین میتوانند انجام دهند. انجام مستمر حتی تمرینات ساده، میتواند به طور قابل توجهی قدرت عضلات، تعادل، هماهنگی و توانایی کودک را افزایش دهد.
تشویق و حمایت عاطفی کودک نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از این کودکان ممکن است بهدلیل محدودیت حرکتی یا تفاوت های جسمی، احساس ناتوانی کنند. والدینی که با آرامش، مهربانی و رفتار تقویت کننده با کودک تعامل میکنند، به او اعتماد به نفس میدهند تا مهارت های بیشتری را امتحان کند. علاوه بر این، خانواده باید آگاه باشد که فشار بیش از حد، انتظارات غیرواقع بینانه یا مقایسه کودک با همسالان، میتواند روند درمان را کند و کودک را دلسرد کند.
نقش والدین در پیگیری جلسات درمانی، مشورت با متخصص مغز و اعصاب کودکان، هماهنگی بین درمانگر ها و فراهم کردن ابزارهای کمک کننده مانند ارتزها، واکر یا وسایل ارتباطی نیز بسیار مهم است. گاهی خانواده نیاز دارد از مشاوره روان شناسی کمک بگیرد تا بتواند استرس ها و فشارهای احساسی را مدیریت کند.
در نهایت، خانوادهای موفق تر است که آگاهی، صبر و امید را در کنار یکدیگر نگه دارد. همراهی والدین نه تنها روند درمان کودک را سریع تر و مؤثرتر میکند، بلکه کیفیت زندگی کودک و تمام اعضای خانواده را بهطور چشمگیری بهبود میبخشد.
چه زمانی باید به متخصص مغز و اعصاب کودکان مراجعه کرد ؟
مراجعه به موقع به متخصص مغز و اعصاب کودکان نقش حیاتی در تشخیص زودهنگام و آغاز درمان های موثر فلج مغزی دارد. والدین باید بدانند که بسیاری از علائم اولیه این اختلال در همان ماه های اول زندگی خود را نشان میدهند و بی توجهی به آنها میتواند زمان طلایی مداخله را از بین ببرد. اگر کودک تأخیر حرکتی دارد مانند دیر نشستن، دیر غلتیدن، دیر ایستادن یا دیر راهافتادن حتماً باید توسط متخصص بررسی شود. همچنین علائمی مثل سفتی بیش از حد عضلات (اسپاستیسیته)، شل بودن غیرطبیعی بدن، استفاده بیشتر از یک دست، قفل شدن پاها هنگام ایستادن، حرکات غیرارادی، لرزش، یا مشکلات تعادلی از نشانه هایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند.
اگر نوزاد در گرفتن سینه یا شیشه مشکل دارد، مرتب سرفه میکند، کنترل سر ضعیفی دارد یا تماس چشمی کمی برقرار میکند، نیز لازم است ارزیابی تخصصی انجام شود. در کودکانی که تشنج، مشکلات بینایی، علائم خفگی هنگام غذا خوردن، یا مشکلات رفتاری و زبانی دارند، مراجعه به متخصص ضروری تر است. علاوه بر این، اگر کودک سابقه تولد نارس، وزن کم هنگام تولد، زایمان سخت، یا عفونت های دوران نوزادی داشته باشد، بهتر است حتی بدون علائم واضح نیز تحت نظر متخصص مغز و اعصاب قرار گیرد.
متخصص مغز و اعصاب کودکان با انجام معاینه دقیق، بررسی مهارت های تکاملی، تجویز MRI مغز، آزمون های ارزیابی گفتار، شنوایی و بلع، میتواند تشخیص اولیه را مشخص و مسیر درمان را طراحی کند. تشخیص زودهنگام نه تنها آغاز درمان مؤثرتر را ممکن میسازد، بلکه از ایجاد مشکلات اسکلتی، ضعف حرکتی یا عقبماندگی مهارت ها جلوگیری میکند. بنابراین هرگاه والدین کوچک ترین نگرانی درباره رشد حرکتی یا رفتاری کودک داشتند، بهترین تصمیم مراجعه سریع به متخصص است.
پیشگیری
از آنجا که ابتلا به فلج مغزی در اغلب مواقع ناشی از حوادث است، عملا امکان پیشگیری از آن وجود ندارد. با این حال مواردی که به دلیل بارداری یا زایمان نامناسب اتفاق میافتند قابل کنترل هستند. به همین دلیل لازم است تا مادران باردار مواردی را در نظر داشته باشند و مراقبتهای مورد نیاز را از خود و فرزندانشان داشته باشند.
یکی از این اقدامات، واکسینه شدن مادر است. عفونتها و بیماریهای مادر میتوانند تاثیر منفی بر سلامت جنین و رشد مناسب او داشته باشند. به همین دلیل واکسنهایی مانند سرخچه میتواند از ابتلا به عفونتها پیشگیری کند. بهتر است واکسیناسیون پیش از بارداری انجام شود.
از خود به خوبی مراقبت کنید. تغذیه مناسب و حفظ سلامتی مادر بسیار مهم است. هرچه سطح ایمنی بدن خود را بالا ببرید، احتمال ابتلای شما به بیماریها کمتر میشود. تغذیه مناسب و مصرف مکملهای مورد نیاز تحت نظر پزشک برای حفظ سلامت مادر و جنین بسیار دارای اهمیت است. مراجعه مرتب به پزشک و انجام بررسیهای مناسب میتواند به حفظ سلامت مادر و جنین کمک کرده و از بیمار شدن مادر پیشگیری خواهد کرد. خودداری از مصرف الکل نیز در پیشگیری از ابتلای نوزاد به این بیماری بسیار حائز اهمیت است.
علاوهبر مراقبتهای بارداری، به دلیل اینکه بسیاری از موارد ابتلا به فلج مغزی بهدلیل آسیب به سر ایجاد میشود، نگهداری از کودک در مکانی امن و پیشگیری از آسیبهای مغزی مانند استفاده از صندلی مخصوص کودک در خودرو و رانندگی محتاطانه و استفاده از کلاه و تجهیزات ایمنی در هنگام بازی کودک مانند دوچرخه سواری و ایمنسازی محل بازی کودک میتواند از آسیب به کودک پیشگیری کند.


