تومور غده هیپوفیز یکی از تومورهای ناحیه قاعده جمجمه است که میتواند با ایجاد اختلال در ترشح هورمون ها یا فشار بر ساختارهای اطراف، بهویژه عصب ها و کیاسم بینایی، علائم مختلفی ایجاد کند. بسیاری از افرادی که با این تشخیص روبهرو میشوند، در قدم اول میخواهند بدانند آیا درمان قطعی تومور غده هیپوفیز امکانپذیر است و آیا میتوان تومور هیپوفیز را برای همیشه از بین برد.
پاسخ به این سؤال برای همه بیماران یکسان نیست. نوع تومور، اندازه و محل آن، میزان ترشح هورمون، تأثیر تومور بر بینایی و میزان گسترش آن از عواملی هستند که روش درمان و احتمال کنترل کامل بیماری را مشخص میکنند. در برخی بیماران درمان دارویی میتواند انتخاب اصلی باشد، در برخی جراحی هیپوفیز بهترین گزینه است و گاهی نیز ترکیبی از جراحی، دارو یا پرتودرمانی مورد نیاز خواهد بود.
بنابراین، برای انتخاب بهترین روش درمان تومور هیپوفیز ابتدا باید نوع و ویژگی های تومور بهطور دقیق مشخص شود. در ادامه بررسی میکنیم که چه زمانی تومور هیپوفیز قابل درمان است، چه بیمارانی به جراحی نیاز دارند و احتمال باقی ماندن یا عود تومور پس از درمان چقدر است.
تومور غده هیپوفیز چیست ؟
غده هیپوفیز غدهای کوچک در قاعده مغز است که با وجود اندازه کم، نقش مهمی در تنظیم بسیاری از فعالیت های بدن دارد. این غده از طریق ترشح هورمونهای مختلف بر عملکرد تیروئید، غدد فوق کلیوی، رشد، تولیدمثل، قاعدگی، باروری و تعادل آب بدن تأثیر میگذارد. به همین دلیل، ایجاد تومور در هیپوفیز ممکن است علاوه بر اثر فشاری، باعث اختلالات هورمونی نیز شود.
بیشتر تومورهای هیپوفیز خوش خیم هستند و از بافت خود هیپوفیز منشأ میگیرند. این تومورها ممکن است عملکردی باشند و یک یا چند هورمون را بیش از حد ترشح کنند، یا غیرعملکردی باشند و هورمون فعال قابلتوجهی تولید نکنند. تومورهای غیرعملکردی معمولاً زمانی علامتدار میشوند که به اندازهای رشد کنند که بر بافت طبیعی هیپوفیز یا ساختار های اطراف فشار وارد کنند.
از نظر اندازه نیز تومورهای هیپوفیز به گروههای مختلف تقسیم میشوند. تومورهای کوچکتر از ۱۰ میلیمتر «میکروآدنوم» و تومورهای ۱۰ میلیمتر یا بزرگتر «ماکروآدنوم» نامیده میشوند. با این حال، اندازه به تنهایی تعیین کننده شدت بیماری یا نوع درمان نیست؛ محل رشد تومور، میزان ترشح هورمون و ارتباط آن با ساختارهایی مانند کیاسم بینایی و سینوس کاورنوس نیز در تصمیمگیری درمانی اهمیت زیادی دارند.
بنابراین، تشخیص «تومور هیپوفیز» بهتنهایی برای انتخاب درمان کافی نیست و ابتدا باید مشخص شود با چه نوع توموری، با چه اندازه و چه تأثیر هورمونی و فشاری روبهرو هستیم.
در کلینیک هیپوفیز طبیب، بیماران مبتلا به تومورهای هیپوفیز از مرحله تشخیص تا انتخاب روش درمان و پیگیری های پس از آن، به صورت تخصصی و تیمی بررسی میشوند.
انتخاب درمان بر اساس نوع و اندازه تومور، وضعیت هورمونی، MRI و تأثیر احتمالی تومور بر بینایی انجام میشود.
آیا تومور هیپوفیز قابل درمان است ؟
بله، بسیاری از تومور های هیپوفیز قابل درمان یا قابل کنترل طولانی مدت هستند؛ اما منظور از درمان قطعی در همه بیماران یکسان نیست. در بعضی موارد میتوان با جراحی، تومور را بهطور کامل برداشت و فعالیت هورمونی غیرطبیعی را کنترل کرد. در برخی انواع دیگر، مانند پرولاکتینوما، درمان دارویی میتواند باعث کاهش ترشح هورمون و کوچک شدن قابلتوجه تومور شود و حتی در گروهی از بیماران پس از یک دوره درمان موفق، امکان قطع دارو تحت نظر پزشک وجود دارد.
احتمال درمان کامل به عواملی مانند نوع تومور، اندازه، میزان ترشح هورمون، محل رشد و گسترش تومور به ساختارهای اطراف بستگی دارد. برای مثال، یک تومور کوچک و محدود به ناحیه هیپوفیز معمولاً شرایط متفاوتی نسبت به توموری دارد که به سینوس کاورنوس گسترش پیدا کرده یا ساختارهای مجاور را درگیر کرده است.
نکته مهم این است که برداشتن کامل تومور در ام آر آی همیشه به معنای درمان کامل بیماری نیست و باقی ماندن بخشی از تومور نیز الزاماً به معنای شکست درمان نیست. در تومورهای ترشح کننده هورمون، نتیجه درمان باید علاوه بر تصویربرداری، با آزمایش های هورمونی ارزیابی شود. از طرف دیگر، گاهی مقدار کمی از تومور باقی میماند اما میتوان آن را با پیگیری، دارو یا روشهای تکمیلی بهخوبی کنترل کرد.
بنابراین، برای پاسخ دقیق به این سؤال که «آیا تومور هیپوفیز من درمان قطعی دارد؟» باید ویژگی های همان تومور و شرایط بیمار بررسی شود؛ زیرا هدف درمان میتواند از درمان کامل بیماری تا کنترل پایدار تومور، حفظ بینایی و طبیعیکردن عملکرد هورمونی متفاوت باشد.
درمان قطعی تومور هیپوفیز به چه عواملی بستگی دارد ؟
احتمال درمان کامل تومور هیپوفیز در همه بیماران یکسان نیست. حتی دو بیمار با تومورهایی با اندازه مشابه ممکن است به درمان های متفاوتی نیاز داشته باشند. مهم ترین عوامل تعیینکننده، نوع تومور، اندازه و محل آن، میزان ترشح هورمون و گسترش تومور به بافتهای اطراف هستند.
نوع تومور یکی از مهم ترین عوامل در انتخاب درمان است. برای مثال، بسیاری از پرولاکتینوما ها به درمان دارویی پاسخ مناسبی میدهند و معمولاً دارو اولین انتخاب است؛ در حالی که در برخی تومورهای ترشحکننده هورمون رشد یا ACTH و همچنین بسیاری از تومورهای غیرعملکردی علامتدار، جراحی میتواند نقش اصلی را در درمان داشته باشد.
اندازه و محل رشد تومور نیز اهمیت زیادی دارد. تومورهای کوچک و محدود به ناحیه هیپوفیز معمولاً امکان درمان سادهتری دارند. در مقابل، اگر تومور بزرگ باشد یا به نواحی اطراف مانند سینوس کاورنوس گسترش پیدا کند، ممکن است برداشت کامل آن دشوارتر شود و بیمار به درمانهای تکمیلی نیاز داشته باشد.
فشار بر کیاسم بینایی و مسیرهای بینایی عامل مهم دیگری است. تومورهای بزرگ هیپوفیز ممکن است باعث کاهش میدان دید، تاری دید یا سایر اختلالات بینایی شوند. در چنین شرایطی، رفع فشار از مسیر بینایی میتواند یکی از اهداف مهم و گاهی فوری درمان باشد.
از طرف دیگر، وضعیت عملکرد طبیعی هیپوفیز، سن، شرایط عمومی بیمار، سابقه جراحی یا درمان قبلی و نتایج آزمایش های هورمونی نیز در انتخاب روش درمان مؤثر هستند. به همین دلیل، تصمیمگیری درباره درمان تومور هیپوفیز نباید تنها بر اساس اندازه تومور در MRI انجام شود؛ بلکه مجموعهای از یافتههای تصویربرداری، وضعیت هورمونی، علائم بیمار و معاینه باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
انواع تومور هیپوفیز و تفاوت درمان آن ها
روش درمان تومور هیپوفیز تا حد زیادی به نوع تومور و فعالیت هورمونی آن بستگی دارد. برخی از تومورها هورمون ترشح میکنند و برخی دیگر از نظر هورمونی غیرفعال هستند؛ به همین دلیل، جراحی همیشه اولین یا تنها راه درمان تومور هیپوفیز نیست.
پرولاکتینوما یکی از تومورهای عملکردی هیپوفیز است که باعث افزایش ترشح پرولاکتین میشود. در بیشتر بیماران، درمان اولیه استفاده از داروهای آگونیست دوپامین، بهویژه کابرگولین است. این دارو در بسیاری از موارد علاوه بر کاهش سطح پرولاکتین، میتواند باعث کوچک شدن تومور نیز شود. جراحی معمولاً در شرایط خاص، از جمله عدم پاسخ مناسب به دارو یا عدم تحمل درمان دارویی، مورد بررسی قرار میگیرد.
در تومورهای ترشح کننده هورمون رشد که میتوانند باعث آکرومگالی شوند، جراحی در بسیاری از بیماران درمان اولیه است. هدف از جراحی، برداشت ایمن تومور و کنترل ترشح بیش از حد هورمون رشد است. اگر پس از عمل بیماری همچنان فعال باقی بماند، بسته به شرایط بیمار میتوان از درمانهای دارویی و در موارد منتخب از پرتودرمانی استفاده کرد.
تومورهای ترشحکننده ACTH میتوانند باعث بیماری کوشینگ شوند. در صورت تأیید منشأ هیپوفیزی بیماری، جراحی معمولاً درمان خط اول محسوب میشود. در صورت باقی ماندن یا عود بیماری پس از عمل نیز ممکن است جراحی مجدد، درمان دارویی یا پرتو درمانی در نظر گرفته شود. تومورهای ترشحکننده TSH نیز نسبتاً نادر هستند و در بسیاری از بیماران جراحی نقش اصلی را در درمان آنها دارد.
در مقابل، تومور های غیرعملکردی هیپوفیز هورمون فعال اضافی ترشح نمیکنند و ممکن است تا زمانی که بزرگ نشدهاند، علامت مشخصی ایجاد نکنند. اگر چنین توموری کوچک باشد و فشاری بر ساختارهای مهم اطراف وارد نکند، ممکن است تنها پیگیری دورهای با MRI، بررسی عملکرد هورمونی و در صورت لزوم ارزیابی میدان بینایی کافی باشد. اما اگر تومور بزرگ شود، به کیاسم بینایی فشار وارد کند، باعث اختلال بینایی شود یا عملکرد طبیعی هیپوفیز را تحت تأثیر قرار دهد، جراحی میتواند به عنوان درمان اصلی مطرح شود.
بنابراین، برای انتخاب بهترین روش درمان تومور هیپوفیز ابتدا باید مشخص شود تومور از چه نوعی است، آیا هورمون ترشح میکند و چه اثری بر هیپوفیز و ساختارهای اطراف گذاشته است؛ موضوعی که باعث میشود مسیر درمان از یک بیمار به بیمار دیگر متفاوت باشد.
چه زمانی تومور هیپوفیز به جراحی نیاز دارد ؟
همه تومورهای هیپوفیز نیاز به جراحی ندارند. تصمیم برای عمل زمانی گرفته میشود که بر اساس نوع تومور، علائم بیمار، وضعیت هورمونی و یافته های MRI، جراحی نسبت به سایر روش ها انتخاب مناسب تری باشد. برای مثال، همانطور که گفته شد، در بیشتر پرولاکتینوما ها ابتدا درمان دارویی انجام میشود؛ در حالی که در بسیاری از تومورهای ترشحکننده هورمون رشد یا ACTH و برخی تومورهای غیرعملکردی علامتدار، جراحی میتواند درمان اصلی باشد.
یکی از مهمترین دلایل جراحی، فشار تومور بر کیاسم یا مسیرهای بینایی است. تومورهای بزرگ هیپوفیز ممکن است به سمت بالا رشد کرده و باعث کاهش میدان دید، تاری دید یا اختلالات بینایی شوند. در چنین شرایطی، به ویژه اگر اختلال بینایی پیشرونده باشد، برداشتن فشار از مسیر بینایی اهمیت زیادی پیدا میکند و تأخیر در درمان ممکن است احتمال برگشت کامل بینایی را کاهش دهد.
اندازه تومور به تنهایی دلیل قطعی برای جراحی نیست. یک تومور نسبتاً بزرگ که علامتی ایجاد نکرده و به ساختارهای حساس فشار وارد نمیکند، ممکن است در شرایط خاص تنها تحت نظر قرار گیرد؛ در مقابل، یک تومور کوچک ترشحکننده هورمون میتواند به دلیل اختلال هورمونی قابلتوجه نیازمند درمان جدی باشد. بنابراین تصمیم جراحی فقط با دیدن عدد اندازه تومور در گزارش MRI گرفته نمیشود.
در مواردی نیز ممکن است بیمار دچار آپوپلکسی هیپوفیز شود؛ یعنی خونریزی یا اختلال ناگهانی خون رسانی در تومور که میتواند با سردرد شدید و ناگهانی، کاهش بینایی، دوبینی، اختلال هوشیاری یا مشکلات هورمونی حاد همراه باشد. این وضعیت نیازمند ارزیابی فوری پزشکی است و در برخی بیماران، بهخصوص در صورت اختلال شدید یا پیشرونده بینایی یا سطح هوشیاری، جراحی اورژانسی یا زودهنگام ضرورت پیدا میکند.
در نهایت، تصمیم برای جراحی تومور هیپوفیز باید پس از کنار هم قرار دادن علائم بیمار، معاینه، MRI اختصاصی هیپوفیز، آزمایش های هورمونی و در صورت نیاز ارزیابی میدان بینایی گرفته شود. هدف نیز صرفاً برداشتن تومور نیست؛ بلکه انتخاب درمانی است که ضمن کنترل بیماری، تا حد امکان عملکرد طبیعی هیپوفیز و ساختارهای مهم اطراف آن را حفظ کند.
جراحی تومور هیپوفیز چگونه انجام میشود ؟
در بیشتر بیمارانی که به جراحی تومور هیپوفیز نیاز دارند، عمل از طریق بینی و با روش ترانس اسفنوئیدال انجام میشود. در این روش، جراح هیپوفیز بدون ایجاد برش وسیع روی سر و بدون باز کردن معمول جمجمه، از مسیر طبیعی بینی و سینوس اسفنوئید به ناحیه هیپوفیز در قاعده جمجمه دسترسی پیدا میکند. امروزه در بسیاری از مراکز، این جراحی با استفاده از آندوسکوپ انجام میشود که امکان مشاهده دقیق تر ناحیه جراحی و ساختارهای اطراف را فراهم میکند.
پس از دسترسی به ناحیه هیپوفیز، هدف جراح برداشت ایمن تومور و در صورت وجود فشار بر ساختارهای اطراف، برطرف کردن این فشار است. میزان برداشت تومور به اندازه، قوام، محل رشد و ارتباط آن با ساختارهای حساسی مانند شریانهای کاروتید، کیاسم بینایی و سینوس کاورنوس بستگی دارد. در بعضی بیماران امکان برداشت کامل تومور وجود دارد، اما گاهی برای جلوگیری از آسیب به ساختارهای مهم، باقی گذاشتن بخش کوچکی از تومور ایمنتر است و ادامه درمان بر اساس شرایط بیمار برنامهریزی میشود.
جراحی از طریق جمجمه یا کرانیوتومی برای تومورهای هیپوفیز بسیار کمتر مورد نیاز است و معمولاً در موارد خاصی مطرح میشود که شکل، اندازه یا گسترش تومور باعث شده باشد دسترسی مناسب و ایمن از مسیر بینی امکانپذیر نباشد.
نکته مهم این است که موفقیت جراحی هیپوفیز فقط با میزان برداشت تومور سنجیده نمیشود. حفظ عملکرد طبیعی هیپوفیز، محافظت از مسیرهای بینایی و عروق مهم و کنترل ترشح غیرطبیعی هورمون ها نیز از اهداف اصلی درمان هستند. به همین دلیل، نتیجه جراحی باید پس از عمل با بررسی علائم بیمار، آزمایشهای هورمونی و تصویربرداری پیگیری ارزیابی شود.
آیا با جراحی، تومور هیپوفیز برای همیشه از بین میرود؟
یکی از مهمترین سؤالات بیماران این است که آیا بعد از جراحی، تومور هیپوفیز بهطور کامل از بین میرود و دیگر بازنمیگردد. در بسیاری از بیماران، بهخصوص زمانی که تومور محدود به ناحیه هیپوفیز باشد و به ساختارهای اطراف گسترش پیدا نکرده باشد، امکان برداشت کامل تومور وجود دارد. با این حال، نمیتوان برای همه بیماران تضمین کرد که جراحی به معنای درمان قطعی و همیشگی خواهد بود.
احتمال برداشت کامل به عواملی مانند اندازه تومور، محل و جهت رشد، نوع تومور و میزان گسترش آن به نواحی اطراف بستگی دارد. برای مثال، اگر تومور وارد سینوس کاورنوس شده و در مجاورت شریان کاروتید یا اعصاب مهم قرار گرفته باشد، تلاش برای برداشتن تمام بافت تومور ممکن است خطر آسیب عصبی یا عروقی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، جراح ممکن است با هدف حفظ ایمنی بیمار، بخشی از تومور را باقی بگذارد و برای آن پیگیری یا درمان تکمیلی در نظر گرفته شود.
از طرف دیگر، در تومورهای ترشحکننده هورمون، تنها نتیجه MRI تعیینکننده موفقیت درمان نیست. ممکن است در تصویربرداری اثری از تومور باقی نمانده باشد، اما برای اطمینان از کنترل بیماری باید سطح هورمونها نیز بررسی شود. به همین دلیل، اصطلاح بهبود یا کنترل هورمونی در ارزیابی نتیجه درمان این تومورها اهمیت ویژهای دارد.
حتی پس از برداشت کامل ظاهری تومور نیز احتمال عود در سالهای آینده به طور کامل صفر نمیشود. به همین دلیل، انجام MRI و آزمایش های هورمونی طبق برنامه تعیین شده توسط پزشک اهمیت دارد. در صورت باقی ماندن یا رشد مجدد تومور نیز همیشه جراحی مجدد تنها گزینه نیست و بسته به شرایط میتوان از دارو، رادیوسرجری، پرتودرمانی یا جراحی مجدد استفاده کرد.
بنابراین، هدف از جراحی هیپوفیز باید بیشترین برداشت ایمن تومور همراه با حفظ عملکرد هیپوفیز، بینایی، عروق و اعصاب مجاور باشد؛ نه برداشت تومور به هر قیمتی. درمان موفق زمانی معنا پیدا میکند که بیماری بهطور مؤثر کنترل شود و در عین حال کمترین آسیب ممکن به ساختارهای سالم وارد شود.
چه زمانی درمان دارویی میتواند درمان اصلی تومور هیپوفیز باشد؟
درمان دارویی در همه انواع تومور هیپوفیز نقش یکسانی ندارد. در برخی تومورها دارو درمان اصلی است، در حالی که در بعضی دیگر بیشتر برای کنترل ترشح هورمون ها یا درمان بیماری باقی مانده پس از جراحی استفاده میشود. بنابراین، وجود تومور هیپوفیز به این معنا نیست که بیمار حتماً به جراحی نیاز خواهد داشت.
مهمترین نمونه، پرولاکتینوما است. در بیشتر بیماران مبتلا به پرولاکتینوما، داروهای آگونیست دوپامین و بهویژه کابرگولین خط اول درمان هستند. این داروها میتوانند سطح پرولاکتین را کاهش دهند، علائم ناشی از افزایش این هورمون را بهبود دهند و در بسیاری از بیماران باعث کوچک شدن قابلتوجه تومور شوند. به همین دلیل، حتی در برخی پرولاکتینوماهای بزرگ نیز ممکن است درمان ابتدا با دارو آغاز شود، نه جراحی.
در تومورهای ترشحکننده هورمون رشد که باعث آکرومگالی میشوند، درمان دارویی معمولاً زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که پس از جراحی بیماری همچنان فعال باشد یا بیمار شرایط مناسبی برای جراحی نداشته باشد. داروهایی مانند آنالوگهای سوماتواستاتین، پگوویسومانت و در برخی بیماران کابرگولین میتوانند برای کنترل بیماری مورد استفاده قرار گیرند. انتخاب دارو به وضعیت هورمونی، میزان باقیمانده تومور و شرایط بیمار بستگی دارد.
در بیماری کوشینگ ناشی از تومور هیپوفیز نیز جراحی معمولاً درمان اولیه است، اما اگر پس از عمل ترشح بیش از حد کورتیزول ادامه پیدا کند، بیماری عود کند یا جراحی امکانپذیر نباشد، دارو میتواند برای کنترل تولید یا اثر هورمونها مورد استفاده قرار گیرد.
پرتو درمانی تومور هیپوفیز چه زمانی لازم است؟
پرتودرمانی معمولاً اولین انتخاب برای درمان تومورهای هیپوفیز نیست و بیشتر در شرایطی مطرح میشود که پس از جراحی بخشی از تومور باقی مانده باشد، تومور مجدداً رشد کند یا فعالیت هورمونی بیماری با جراحی و درمان دارویی به اندازه کافی کنترل نشود. بنابراین، نیاز به پرتو درمانی به معنی ناموفق بودن درمان قبلی نیست، بلکه در برخی بیماران بخشی از یک برنامه درمانی چندمرحلهای برای کنترل طولانیمدت بیماری است.
یکی از روش هایی که در بیماران منتخب استفاده میشود، رادیوسرجری استریوتاکتیک مانند گامانایف است. در این روش، پرتو با دقت بالا روی ناحیه هدف متمرکز میشود تا ضمن کنترل رشد تومور، میزان تابش به بافتهای سالم اطراف تا حد امکان کاهش یابد. با این حال، امکان استفاده از این روش به اندازه و محل تومور و بهویژه فاصله آن از ساختارهای حساسی مانند عصبها و کیاسم بینایی بستگی دارد.
در برخی موارد نیز به جای رادیوسرجری تکجلسهای، پرتودرمانی استریوتاکتیک چندجلسه ای یا پرتودرمانی فرکشنه انتخاب میشود. انتخاب روش مناسب به ویژگیهای تومور، درمانهای قبلی و نزدیکی آن به ساختارهای حساس بستگی دارد و نمیتوان یک روش را برای همه بیماران بهترین گزینه دانست.
اثر پرتودرمانی بر تومورهای هیپوفیز معمولاً فوری نیست و کنترل رشد تومور یا کاهش ترشح هورمونی ممکن است به مرور زمان اتفاق بیفتد. همچنین یکی از عوارض مهم در پیگیری طولانیمدت، کاهش عملکرد طبیعی غده هیپوفیز است؛ به همین دلیل بیمار پس از پرتودرمانی نیز باید از نظر MRI و عملکرد هورمونی هیپوفیز بهصورت دورهای پیگیری شود.
در مجموع، پرتودرمانی بیشتر زمانی مطرح میشود که برای کنترل تومور باقیمانده، عودکرده یا مقاوم به سایر درمانها به یک روش تکمیلی نیاز باشد و انتخاب آن باید با توجه به شرایط اختصاصی هر بیمار انجام شود.
اگر تومور هیپوفیز کوچک باشد، همیشه باید درمان شود؟
خیر. کوچک بودن تومور هیپوفیز به این معنا نیست که حتماً باید برای آن دارو یا جراحی انجام شود. بعضی از تومورهای کوچک هیپوفیز بهصورت اتفاقی هنگام انجام MRI مغز به دلایل دیگر شناسایی میشوند و اگر ترشح هورمونی غیرطبیعی نداشته باشند، عملکرد طبیعی هیپوفیز را مختل نکرده باشند و خطری برای ساختارهای اطراف ایجاد نکنند، ممکن است تنها به پیگیری نیاز داشته باشند.
تومورهای هیپوفیز با قطر کمتر از ۱۰ میلیمتر معمولاً میکروآدنوم نامیده میشوند. با این حال، اندازه بهتنهایی مشخص نمیکند که بیمار به درمان نیاز دارد یا خیر. یک میکروآدنوم ترشحکننده ACTH یا هورمون رشد با وجود اندازه کوچک میتواند اختلالات هورمونی مهمی ایجاد کند و نیازمند درمان باشد. در مقابل، یک ضایعه کوچک و غیرعملکردی ممکن است برای مدت طولانی بدون ایجاد مشکل باقی بماند.
در بیمارانی که درمان فوری لازم ندارند، پزشک معمولاً برنامهای برای پیگیری با MRI و ارزیابی عملکرد هورمونی هیپوفیز در نظر میگیرد. اگر ضایعه در نزدیکی مسیرهای بینایی قرار داشته باشد، بررسی میدان بینایی نیز ممکن است ضروری باشد. فاصله زمانی این بررسیها برای همه افراد یکسان نیست و بر اساس اندازه، محل ضایعه و تغییرات آن در طول زمان تعیین میشود.
بنابراین، هدف از تشخیص یک تومور کوچک هیپوفیز این نیست که بیمار در سریعترین زمان ممکن تحت درمان قرار گیرد؛ بلکه باید ابتدا مشخص شود تومور فعال است یا خیر، در حال رشد است یا خیر و آیا عملکرد هیپوفیز یا ساختارهای اطراف را تحت تأثیر قرار داده است. بر اساس همین ارزیابی میتوان میان پیگیری، درمان دارویی یا جراحی انتخاب مناسبی انجام داد.